X
تبلیغات
وبلاگ تندرستی - اختلالات رفتاري در دانش‌آموزان
اخبار و دانستنیهای پزشکی

 هنگامي كه وارد يك مدرسه مي‌شويم، دانش‌آموزان زيادي را مي‌بينيم كه از جنبه‌هاي مختلف با يكديگر تفاوت دارند. اين تفاوت‌ها نه تنها در جنبه‌هاي فيزيولوژيكي و جسمي قابل ملاحظه است بلكه در رفتار و كردار شخصيت آنها نيز ديده مي‌شود. گروهي از دانش‌آموزان افرادي پرشور، اجتماعي و فعال‌اند و در امور تحصيلي و پرورشي خود مشكل چنداني ندارند. برعكس عده ديگر به‌صورت‌هاي مختلف رفتارهاي ناسازگارانه از خود نشان مي‌دهند و توانايي لازم براي ايجاد تعادل را ندارند. اين قبيل رفتارها تنها به يك محيط خاص محدود نمي‌شود بلكه در شرايط ديگر نيز چنين رفتارهايي بروز مي‌كند.
ممكن است افرادي نيز پيدا شوند كه با دستبرد زدن به لوازم يا اشياء دانش‌آموزان يا اموال مدرسه اقدام به دزدي كنند و با گفتن سخنان دروغ سعي در تحميل نظرات و عقايد خود به ديگران داشته باشند. در گوشه ديگر از حياط مدرسه افرادي مشاهده مي‌شوند كه هيچ‌گونه رابطه‌اي با دانش‌آموزان ديگر نداشته، در كنجي خزيده و غرق در عالم خيالي خويش هستند. اين گروه از افراد كه اصطلاحاً انزواطلب نام دارند روابط اجتماعي ـ عاطفي خود با ديگران را محدود مي‌كنند.
گروهي از دانش‌آموزان نيز هستند كه علي‌رغم داشتن هوش و استعداد كافي، در سخن گفتن و برقراري ارتباط كلامي با ديگران ناتوان بوده و از بيان احساسات و عواطف خود عاجزند و به اين ترتيب مسائل و مشكلات رفتاري در هر مدرسه و آموزشگاهي به وضوح قابل مشاهده است.
با ذكر اين مقدمه به بررسي اختلالات رفتاري كودكان و نوجوانان مي‌پردازيم.

اختلالات رفتاری دانش آموز ، دبستان پسرانه توحید شهریار

1ـ دروغ‌گويي:
بارزترين اختلال در دوران نظام خانواده كه ميان اعضاء ايجاد بي‌اعتمادي و بي‌اطميناني مي‌كند، دروغ‌گويي است. اين عمل نتيجه مستقيم يادگيري توسط ساير اعضاي خانواده است يا نتيجه ترس و شرم و حجب و حيا يا به خاطر تكبر و غروري است كه معمولاً بزرگ‌ترها نسبت به يكديگر يا نسبت به اعضاي كوچك‌تر خانواده دارند.


2ـ اختلالات گفتاري
اگر در ايجاد اختلال لكنت، شيوه‌هاي ارتباطي نقش قاطع و تعيين‌كننده‌اي ندارند اما در بروز و تشديد آن تأثير بسزايي دارند.


خوانديم که گروهي از دانش آموزان به رغم داشتن هوش و استعداد کافي در سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن با ديگران دچار مشکل مي شوند. برخي از اختلالات رفتاري عبارت اند از: دروغ گويي، لکنت زبان و . . .
نحوه برخورد با لكنت فرد مبتلا توسط ساير اعضاء مثلاً تكرار كلام به صورت تقليد از فرد مبتلا يا مسخره كردن او در جمع به اشكال مختلف نه تنها مشكل گفتاري را تشديد مي‌كند بلكه عزت نفس و اعتماد به نفس فرد مبتلا را كاهش مي‌دهد.

3ـ اختلالات تيك:
اختلالات تيك به عنوان حركت يا ايجاد اصوات غيرارادي، ناگهاني، سريع، راجعه ناموزون و حركت كليشه‌اي مداوم بدن تعريف مي‌شود. اختلالات تيك به دو صورت گذرا يا مزمن تقسيم مي‌شود و هر كدام شامل تيك صوتي و حركتي است. نحوه برخورد كلامي يا تقليد رفتارهاي فرد مبتلا به تيك يا مسخره كردن حركات او هم در مورد تيك‌هاي صوتي و هم در مورد تيك‌هاي حركتي به شدت اختلال تيك را افزايش داده و فرايند بهبودي را به تأخير مي‌اندازد.
4ـ بي‌اختياري ادرار
مشكل بي‌اختياري ادرار يا شب ادراري يكي از مشكلات شايع دوران كودكي است كه خانواده‌ها در بروز آن نقش دارند. آموزش‌هاي غلط كلامي در مورد كنترل ادرار، تذكرهاي نابجا و سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد از جمله علل رواني ـ اجتماعي بي‌اختياري ادرارند. علاوه بر آن، بيان مشكل بي‌اختياري در ميان اعضاي خانواده و ساير افراد، دادن القاب و اسامي خاص به كودكان مبتلا و هرگونه تحقير و تنبيه كلامي كه در مورد فرد مبتلا به اين اختلال اعمال مي‌شود، در كاهش اعتماد به نفس مؤثر بوده و دامنه و طول مدت بي‌اختياري را افزايش مي‌دهد.

5ـ اختلالات اضطرابي:
اختلالات اضطرابي به شكل‌هايي مختلف از جمله اضطراب منتشر، اضطراب جدايي ترس‌هاي مرضي و وسواس فكري و عملي بروز مي‌كند. يكي از علل مهم اضطراب مخصوصاً در مورد ترس‌هاي غيرمنطقي و وسواس عامل يادگيري است. نوع كلامي كه توسط والدين و بزرگترها در مواجهه با موقعيت‌هاي خاص مثل مواجه شدن با يك حشره، حيوان يا رعد و برق و امثال آن به كار برده مي‌شود. يا رفتارهاي غيركلامي، كه بروز داده مي‌شوند، در ايجاد ترس‌هاي مرضي يا غيرمنطقي نقش اساسي دارند. رفتارهاي كلامي و غيركلامي در مورد نظافت، نظم و ترتيب، شست‌وشو، آداب و رسوم و امثال آن توسط اطرافيان، زمينه‌ساز و تشديد كننده وسواس‌هاي فكري و عملي‌‌اند
رفتارهاي تهديدآميز والدين نسبت به يكديگر، تهديد والدين براي جدايي و طلاق، گفت و گوي مداوم درباره بيم‌ها و هراس‌ها، ژست‌هاي ترسناك گرفتن، بيان ترس و شيوه ابراز آن، تنبيه‌هاي كلامي خطرناك و غيره در ايجاد و تشديد اضطراب جدايي، اضطراب منتشر و ترس‌هاي دوران كودكي بسيار مؤثرند.

6ـ رفتارهاي كليشه‌اي و عادتي:
رفتارهاي عادتي و كليشه‌اي مثل ناخن جويدن، دسته ديگري از اختلالات‌اند كه نوع ارتباط كلامي يا غيركلامي اطرافيان در تشديد و حتي پديد آيي پاره‌اي از آن‌ها نقش دارند.
به عنوان مثال ناخن جويدن مي‌تواند ناشي از رفتار غيركلامي يكي از اعضاي خانواده در مواجهه با يك حالت هيجاني باشد كه از طريق مشاهده و انتقال آن يكي از اعضاء را نيز مبتلا مي‌سازد.

7- اختلالات گستاخي، لجبازي يا بي‌اعتقادي مقابله‌اي:
اين اختلال عبارت است از الگوي رفتاري منفي‌كارانه، خصمانه و بي‌اعتنايي كه حداقل به مدت شش ماه طول مي كشد و با خصوصياتي از قبيل از كوره دررفتن، با بزرگسالان مشاجره كردن، ايجاد مزاحمت، كينه‌توزي، خشمگيني و حساسيت همراه است.
كودكاني كه مادران آن‌ها از اختلاف افسردگي رنج مي‌برند، بيشتر به رفتار مقابله‌اي مبتلا مي‌شوند. بررسي دقيق‌تر سبب‌شناسي در مورد اختلالات به ويژه اختلالات دوران كودكي نشان مي‌دهد كه ارتباط‌هاي كلامي و غيركلامي اعضاي خانواده به ويژه والدين در سال‌هاي اوليه كودكي، در شكل‌گيري و تداوم اين اختلالات نقش كليدي دارد.
علاوه‌بر اختلال‌هاي شناخته‌شده كه پيام هاي كلامي و غيركلامي در آن نقش دارند، بسياري از مشكلات زودگذر و پايدار ارتباطي ميان اعضاء نيز هيچ دليل واضح ديگري جز مخدوش بودن پيام‌هاي ارتباطي ندارند، احساس كسالت و كدورت از يكديگر، قهر كردن، بي‌حوصلگي در تحمل يكديگر، ناتواني در ابراز عواطف عميق نسبت به يكديگر، ناتواني در بلند خنديدن، نق زدن، غر زدن، لجبازي كردن، عواطف دوگانه عشق و نفرت نسبت به يكديگر داشتن، حسادت، افكار آلوده به انتقام و... از جمله اين‌گونه مشكلات‌‌اند.
در بخش هاي پيشين درباره افسردگي، علل آن ، پيشگيري و درمان، پرخاشگري و افزايش رفتارهاي پرخاشگرانه مطالبي ارائه شد. در اين شماره بحث را با علل رفتارهاي پرخاشگرانه پي مي گيريم:
جامعه‌اي كه به فكر سعادت و خوشبختي جوانان خود باشد، بايد هر چه سريعتر راه‌هاي درمان و كنترل اين رفتارها را پيدا كند.
محبت اطرافيان، محيط سالم، خانواده سالم، مسئوليت دادن،‌ بالا بردن عزت نفس، سرگرمي‌هاي سالم و مفرح، پذيرفته شدن در اجتماع، مشاوره و روان درماني، تأمين نيازهاي معنوي و... در پيشگيري از رفتارهاي نامطلوب سهم مهمي دارند. نبايد پرخاشگري را تنها جسمي و عملي بدانيم، گاهي پرخاشگري جنبه كلامي هم به خود مي‌گيرد حتي غيبت، تهمت، شايعه‌پراكني و گاهي خودزني يا تخريب اموال عمومي و خودكشي هم جزو پرخاشگري به حساب مي‌آيد و بايد براي آن‌ها چاره‌انديشي كرد.

خشونت از طريق رسانه‌هاي تصويري
كودكان داراي روحي لطيف و باورپذير نسبت به حقايق اجتماعي و محيط پيرامون خود هستند. شخصيت كودك تا شش سالگي شكل مي‌گيرد و قدرت الگوپذيري در اين سال‌ها زياد است. تلويزيون مي‌تواند نقش خطيري را در اين مورد برعهده گيرد. زيرا كودك به دليل كنجكاوي بيش از حد همواره به دنبال كشف ناشناخته‌هاست و سعي دارد با آگاهي از دنياي پيرامون خود در واقع زندگي آينده را به نوعي تمرين كند.
كودك با مشاهده برنامه‌هاي تلويزيوني همواره خود را به جاي شخصيت‌هاي دوست‌داشتني يا نفرت‌انگيز مي‌گذارد و اين رفتار را در بين ديگران امتحان مي‌كند. تا عكس‌العمل والدين خود را ببيند و بدين‌طريق الگوسازي كند.


جدايي والدين
پدر و مادر نخستين الگوهاي زندگي هر فرد هستند و رفتارهاي آنان در آينده مبناي زندگي فرزندان آنها خواهد شد.
بنابراين مسلم است كه وجود هرگونه اختلاف، پرخاشگري، دعوا و بحث و جدل خانوادگي مستقيماً بر روحيه فرزندان اثر مي‌گذارد و آنان را در آينده عصبي، منزوي، افسرده و پرخاشگري مي‌سازد. مهم‌ترين علت فرار دختران از خانه جدايي پدر و مادر و يا وجود خشونت و پرخاشگري در خانواده است. فرار از خانه يك رفتار نابهنجار و معلول عوامل متعددي است از جمله فقر، اعتياد والدين و... و ريشه اصلي اين بحران از جدايي والدين و داشتن خانواده‌هاي متلاشي و پراكنده نشأت مي‌گيرد و رمز داشتن جامعه‌اي سالم و به دور از انحرافات اجتماعي، داشتن خانواده‌هاي سالم است.

درمان
1ـ وقتي كه محيط عامل اصلي اختلالات رفتاري باشد، بايد آن را اصلاح كرد يا فرد را ازمحيط نامساعد دور كرد.
2 پدر و مادر بايد با ياري يكديگر و تفاهم و صميميت متقابل شرايطي را در خانه به وجود بياورند كه كودكان‌شان در يك محيط امن و صميمي و پرنشاط پرورش پيدا كنند.
3ـ معلمان و مربيان تربيتي نيز به موازات تربيت خانوادگي بايد تلاش كنند يك محيط فرهنگي سالم، به دور از هرگونه استرس و دغدغه و نگراني براي دانش‌آموز فراهم آورند تا زمينه‌هاي بروز هر‌گونه رفتارهاي نابهنجار و نگراني، پرخاشگري و رفتاري غيرعادي از ميان برود.
4ـ مسئولان فرهنگي جامعه نيز بايد دغدغه‌ها و نيازهاي جوانان را بشناسند و متناسب با شرايط جامعه، امكانات و تمهيدات لازم را براي پرورش استعدادهاي جوانان فراهم آورند.
نيازهاي جوانان و كودكان فقط در زمينه مادي نيست بلكه آنان داراي روحيه شادي، عشق، اميد، شور و هيجان و عواطف لطيف و احساسات پاك هستند و بايد به نحو صحيح مورد بهره‌برداري و هدايت قرار گيرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 18:28  توسط موسوی |